هرگاه کسی را دیدید که به وی زهد در دنیا و کم گویی عطا شده، بدو نزدیک شوید که القای حکمت می کند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

حرف های یک دل تنها

 
 
خدا را ببین(جمعه 86 مهر 13 ساعت 8:53 صبح )
مردی فریاد بر آورد ((خدایا با من حرف بزن)) آذرخش در آسمان غرید،اما مرد گوش نداد.

مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت: ((خدایا بگذار تو را ببینم))، ستاره ای درخشید، اما مرد ندید.

مرد فریاد کشید: ((خدایا یک معجزه به من نشان بده)) نوازادی متولد شد اما مرد توجهی نکرد.

مرد در نهایت یاس فریاد زد: (( خدایا خودت را به من نشان بده و بگذار تو را ببینم))،

پروانه ای روی دست مرد نشست ولی او پروانه را پراند و به راهش ادامه

داد.



 
عشق ........(سه شنبه 86 مهر 10 ساعت 10:47 صبح )

بر روی تخته سنگی نوشته شده بود، 

اگر جوانی عاشق شد چه کند؟ 

من هم زیر آن نوشتم :باید صبر کند. 

برای بار دوم که از آنجا گذر کردم، 

زیر نوشته ی من کسی نوشته بود: 

اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ 

من هم با بی حوصلگی نوشتم : بمیرد بهتر است.  

برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم، 

انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد. 

اما زیر تخته سنگ

 جوانی رامرده یافتم. 



 
چقدر سخته(سه شنبه 86 مهر 10 ساعت 10:45 صبح )
 
چقدر سخته وقتی عاشق کسی باشی که از عشق چیزی نمی دونه...

چقدر سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی بعد بفهمی دوست نداره...

چقدر سخته وقتی که کسی دلت رو اسیر کرده جواب نگاه عاشقانه تو رو نده...

 چقدر سخته که عزیز ترین کست ازت بخواد فراموشش کنی...

چقدر سخته که بغض داشته باشی اما نخوایی کسی بفهمه...

چقدر سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی اما اون بگه: دیگه نمی خوامت...

چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی...



 
لیست کل یادداشت های وبلاگ?
 




بازدیدهای امروز: 0  بازدید

بازدیدهای دیروز:1  بازدید

مجموع بازدیدها: 2043  بازدید


» اشتراک در خبرنامه «